دوس دارم یه روز صبح بلند شم بجای این دیوارها ٬ دوروبرم پر از پرده های سفید باشه٬اصلا همه چیز سفید باشه...سفید...سفید... مثل
آزادی ِ روح ٬ تن ٬ فکر ...یا شاید یک دیوانه!

دوس دارم از نفس تنگی هام بکم....از اینکه دارم خفه میشم...از اینکه یه سری دیوس نمیذارن خودت باشی...
به قولا نفس کشیدنت رو مشکل میکنن!
نمیدونم چرا زدم اینجا و مینوسم...نمیدونم
ولی اومدم یه چیزی رو مثل کریگ دیوید داد بزنم...
I'm walking away, from the troubles in my life
I'm walking away oh, to find a better day
Sometimes some people get me wrong
When it's something I've said or done
Sometimes you feel there is no fun
That's why you turn and run
But now I truly realise
Some people don't wanna compromise
Well, I saw them with my own eyes
Spreading those lies, and
Well, I don't wanna live my life, too many sleepless nights
Craige David
*نوشته های خفه شده!



